تبلیغات اینترنتیclose
چه کودکانه قدم می زنم( مظفر امینی )
پیچک ( مظفر امینی ) کولی
شعر و ادب پارسی

                        نشانی تلگرام: مطفر امینی : کولی 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 آبان 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

چه کودکانه قدم می زنم
شب را تا خواب
در انتظار قامت خمیده ی مسافری
که جاده را گم کرده در باران
و خاطره اش
بر روی استکان چایی من
حیران می رقصاند
درد های دختران چای کار شمال را.
...
دیگر این راه، این جاده
مرا به مقصدی نمی برد
وقتی می دانم زمین می چرخد
و فسفر ها جاده ها را آسفالت می کنند 
در گلوی تبدار زمین
بر مداری گردِ یک نقطه
و ما پرگار وار می چرخیم
در انسجام مسافرانی
که مدام سوار و پیاده می شوند
بی آنکه به مقصدی رسیده باشند
چون مسافری که گم کرده راه در باران
و محرم دشت های آبستن است.
...
در گوشه ی دلم
یاد هایی هست
که بوی سدر و کافور نمی دهند
و من هنوز لب های بابونه را
سرخاب می مالم
به رنگ بهار
در خنده های کودکان کار
فردا را...

 

مظفر امینی"کولی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مظفر امینی _10, | بازديد : 128