تبلیغات اینترنتیclose
می دانم اگر این گلدان را ( مظفر امینی )
پیچک ( مظفر امینی ) کولی
شعر و ادب پارسی

                        نشانی تلگرام: مطفر امینی : کولی 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 آبان 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

زمزمه های شاعرانه
**
می دانم 
اگر این گلدان را 
کمی جا بجا کنم 
جمجمه ی گند زده ی این اطاق
تکانی می خورد
وقتی هر واژه را به جایی
زنجیر کرده اند
چه توازن ناموزونی ست
تنهایی که هست
باید آهسته نفس کشید
که خواب خروسان شب
آشفته نشود
در خلوت گرم آغوش ت
که بوی آویشن بهار را دارد
بیا و از هوای دلت بگو
آیا اجاق دلت، هنوز گرم است؟
وقتی دلم پاییزی ست
رنگ های فراری را
در رختخواب واژه ها می خوابانم
ولالایی آتش را می خوانم
برای سُم اسبان بی سوار
در این هوا که دلش
چون دل من گرفته است
برگی بر دفتر خاطره
نمی گذارد ابر
جزء باران
بیا ...
می خواهم باکره بمانم
با زخم های کهنه ام
بوسه را بر لبان تو
و بر چشمان آینه
شبانه سُرمه می کشم
تا زائر چشمانم شوی
قدمت روی فرش سُرمه ای
آیینه گردان خیالت که شدم 
به ابروانم دخیل نبند
می خواهم شب ها 
بی واسطه ی خدا بخوابم .

 


مظفر امینی"کولی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مظفر امینی _10, | بازديد : 130