تبلیغات اینترنتیclose
روبروی من نشسته بود ( مظفر امینی ) کولی
پیچک ( مظفر امینی ) کولی
شعر و ادب پارسی

                        نشانی تلگرام: مطفر امینی : کولی 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 9 آبان 1395 توسط سیدمجتبی محمدی



زار
**
روبروی من نشسته بود
اما در گریز از نگاه من
از گوشه میز بینمان
زاویه ای ساخته بود خیره بر زمین
در نگاه او همه چیز از حرکت ایستاده بود
حتی زمین زیر پایمان
و من اما
مشتاق یک نگاه او

***
در زاویه نگاه او
نقطه ای بود نامفهوم
بر کف اتاق کار من
نقطه ای که گمٌ بود در نگاه من
اما حضور داشت در نگاه او

***
چشمان سیاه و ورم کرده اش
شش دونگ نگاهش را سند زده بود
انگار بنام آن نقطه نامعلوم
در عمق نگاه خاموش او
به اندازه هزار فرسنگ
ورق میزد دفتر غیبت های دوران رفته را
در فاصله ای که کوتاه بود
بین چشم ها و آن نقطه
که معلوم نبود کجاست

***
این اولین دیدار ما نبود
اولین نگاه صامت او هم نبود
دانه های برف
رقصان از پشت پنجره می گذشتند
باغچه در خواب زمستانی خود
یاس ساقه اش را نوازش میکرد
مو آبستن انگور بود
زمین در حسرت بابونه وحشی
من در حسرت آویشن
و این اولین برف سال دوم بود
در تنهایی او

***
دستم نشسته بود روی شانه های او
سکوت شکسته نشد اما
پشت هزار سوال نکرده ام
کجای این زمانه سفر کرده ای
چشمهای سیاهش را بست
آن نقطه را از سطح زمین برکند
قطره اشکی از گونه اش چکید
و گفت هیچ مپرس...


مظفر امینی"کولی
اسفند 1387

نروژ

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مظفر امینی _1, | بازديد : 75