تبلیغات اینترنتیclose
چشمانم بر آتش _ این غم ( مظفر امینی )" کولی
پیچک ( مظفر امینی ) کولی
شعر و ادب پارسی

                        نشانی تلگرام: مطفر امینی : کولی 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 آبان 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


جمعه خونین

**
چشمانم بر آتش _ این غم
مدام می بارند
تا صبر _ گندمزار
تا خوابِ خدا
ببین انسان، این عقرب دو سر
چگونه به آتش کشید 
روح _ آبی _ دریا را
اینان، این مرگ آفرینان
نگاه کن چه بی رحمانه به خون نشاندند
گل های نو شکفته ی آزادی را
در نگاهِ ماهی که افتاده بر زمین
فریاد ِ صلح سزایش گلوله نبود!!
ما شاهدانِ نسل کشیِ انسان
در چشمه ی خونینِ ماه
غروبِ غم هایمان را
تا افق ملامت کردیم و
گریستیم
چه کسی دیده است
ماهیان به خشکی پناه گیرند
اینک اما - ما
شاهد پناه بردنِ
موج موجِ کودکان به دریاییم
با بیرق خونینِ صلح در گلو
و دریایی آسیمه سر در پیشِ رو
دلِ دریا ، چه خونین است
جمعی به دریا میزنند
آی فریاد
جمعی در آتشند
هنگامه ی حضور
هنگامه ی تلاش
هنگامه ی فرار
هنگامه ی فریاد های بی صدا
در پشت نا باوریِ مردمان صلح
دیوانه ای عقرب سرشت
به آتش کشید
خرمنِ محصولِ صلح را
اینک ز خشم عقرب مست
که نیش به نسلِ خود فرو برده از ترس
شاهدند آنان که سالها و ماه ها و روز ها
در قلبشان رویای مرگ ِ صلح را پرورانده اند
اگر چه تلخ
اگر چه درد 
اگر چه غم
لیک مردمانِ صلح در کنار هم
سرفراز ایستاده اند
با شمعی در دستان و
زمزمه ی صلح بر لبان
تا مدارا کنیم 
غم این جمعه ی خونین را

 

مظفر امینی"کولی
شعری از کولی تقدیم به انسان های صلح طلب و یاد بودی برای کشته شدگان جمعه22.07.2011 نروژ

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مظفر امینی _3, | بازديد : 49