تبلیغات اینترنتیclose
پنجره را که باز می کنم بغض آسمان می ترکد ( مظفر امینی ) "کولی
پیچک ( مظفر امینی ) کولی
شعر و ادب پارسی

                        نشانی تلگرام: مطفر امینی : کولی 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 آبان 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

پنج دری


درِ اول
...
پنجره را که باز می کنم
بغض آسمان می ترکد
تو که گریه می کنی با ابر ها
سیلاب می آید
شهر غرق می شود
نگو این اشک ها 
از شادی ست!
من جلیقه ی نجات ندارم...
درِ دوم
...
چشمانت را که به هم می زنی
ستاره ها می ریزند
آسمانِ لُخت،
چیز قشنگی برای دیدن ندارد
شاید ،حوا هم
این را می دانست.
درِ سوم
...
بی گمان روزی
یا شبی
امواج مرا چون تو
به دریا خواهند بُرد
چه لحظه ی زیبایی ست انتظار
راه خانه ی دریا را
با تو 
چه آرام می روم.
درِ چهارم
...
فالِ تو
سیاه تر از
ته مانده ی این قهوه ی تلخ است
بگذار همان کفِ دستت را بخوانم
روی خط ها،
بهتر می توانم با واژه ها بازی کنم
هنوز خورده ذوقی دارم و، 
چند واژه ی ناب
کمی که عشوه بیایی
با همان چند واژه، دلت می برم.
درِ پنجم
....
خاک بر سرت زندگی
چند خنده می خواستی
تا محرم چشمانم شوی؟
اگر می دانستی
برای با تو بودن
چقدر خودم را دور زدم!!
بی گمان 
خودکشی می کردی......

 

مظفر امینی"کولی

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مظفر امینی _11, | بازديد : 186