تبلیغات اینترنتیclose
از هم آغوشیِ با شب می آیم( مظفر امینی ) "کولی
پیچک ( مظفر امینی ) کولی
شعر و ادب پارسی

                        نشانی تلگرام: مطفر امینی : کولی 




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 آبان 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

از هم آغوشیِ با شب می آیم
پا برهنه در باد....
سنگ قبر های شکسته
باور نکرده اند
روزی این مرده ها
عاشق بودم اند.
فرقی نمی کند
ناقوس کلیسا باشد
یا مناره ی مسجد
یا صدای زنگ یک معبد
این ناقوس ها
جز صدای ناهنجار در باد
پیغامی برای گوش های پنجره ندارند
کاش من به عصای موسی ایمان داشتم
آب و خاک را
با 
باد و آتش
به تصاوی تقیسم می کردم 
تا بال پروانه ها نسورد.
شعر های عاشقانه ام
بوی نم گرفته اند
از بس که این پنجره می بارد
کسی هم واسطه ی بین من و خدا نمی گردد
عقربه ها ثانیه ها را سنگین به رُخم می کشند
نمی دانم قطره های باران را می شمارند 
یا ولنگاری های عمر مرا
کاش مقصد کمی دور تر بود
به اندازه ی یک چشم به هم زدن
یک بوسه
تا این پروانه از پیله اش بیرون می زد
از هم آغوشی با شب می آیم 
کولی وار ،
پا برهنه در باد ..


مظفر امینی"کولی



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار مظفر امینی _11, | بازديد : 159